جاویدنام حامد طالبی؛ یک روز اسم من جهانی میشه

Dödsfall حامد طالبی 21 år gammal i ایران چمگردان چمگردان

Skriven av: نورا

حامد را هر کس می‌شناخت، بیشتر از هر چیز با شورِ زندگی‌اش به یاد می‌آورد؛ با خنده‌هایی که از ته دل بود، با موسیقی‌ای که همیشه در خانه می‌پیچید و با انرژی‌ای که هر جمعی را گرم‌تر می‌کرد. اگر چیزی می‌خرید، اول سهم دیگران را می‌داد و بعد به خودش می‌رسید. باران که می‌بارید، مادرش را سوار ماشین می‌کرد و برای یک دورِ کوتاه بیرون می‌برد. همیشه هوای مادرش را داشت و اگر از او می‌پرسیدند عزیزترین آدمِ زندگی‌ات کیست، فقط یک جواب داشت: «خط قرمزم مامانمه.» جاویدنام حامد طالبی، متولد ۱۰ اسفند ۱۳۸۳، جوانی ۲۱ سالهٔ اهل چمگردان، از توابع شهرستان لنجانِ اصفهان بود. چند سال تکواندو کار کرد و دان دو گرفت. به محض آنکه هجده‌ساله شد، گواهی‌نامهٔ رانندگی گرفت و خیلی زود به خدمت سربازی رفت. در ارتش آشپز بود و هم‌زمان با اسنپ کار می‌کرد تا کمک‌خرجِ خانواده باشد. آرزوهایش هم جنسِ زندگی بودند؛ دلش می‌خواست یک پژو ۴۰۵ سفید بخرد، زندگیِ خودش را بسازد و همیشه با خنده به مادرش می‌گفت: «مامان، زودتر آستین بالا بزن، می‌خوام برات عروس بیارم.» وقتی بیماریِ پدر، آرامشِ خانه را بر هم زد، حامد بیشتر از همیشه کنار خانواده ایستاد. روزی که با شنیدن فریادِ پدر، اورژانس را خبر کرد و بعد فهمیدند او به تومور مغزی مبتلاست، بسیاری از برنامه‌های شخصی‌اش را کنار گذاشت تا در رفت‌وآمدهای درمان، همراه پدر باشد و بارِ نگرانی را از دوش…

حامد طالبی · بازداشت · شکنجه · چمگردان لنجان اصفهان

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.