جاویدنام امید رمضاننیا ثانی؛ گلولهای در هفتتیر و پایان زندگی
Dödsfall امید رمضاننیا ثانی 37 år gammal i ایران Mashhad محدوده خیابان هفت تیر
Skriven av: رودابه
امید رمضاننیا ثانی ۳۷ ساله بود؛ اهل مشهد، متأهل و پدر یک دختر دهساله. برای گذران زندگی رانندهٔ اسنپ بود و بیشتر در محدودهٔ هفتتیر مشهد کار میکرد؛ مردی که روزهایش میان خیابان، مسافر و خانه میگذشت و شبها، پیش از هر چیز، پدر یک کودک بود. اما حدود ده روز پیش از ۱۸ دیماه، بخشی از زندگی امید شکل دیگری پیدا کرد. هر روز، حوالی ساعت پنج عصر، از خانه بیرون میرفت و تا حدود یازده شب در اعتراضات حضور داشت. بدنش اما دیگر مثل گذشته توان تحمل خیابان را نداشت. دیسک کمر داشت و در روزهای قبل، بر اثر ضربات باتوم آسیب دیده بود. با این حال، هر شب با بدنی دردناک به خانه برمیگشت و روز بعد دوباره راهی خیابان میشد. پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات در خیابان هفتتیر مشهد، آن شب برای امید پایان دیگری داشت. گلولهای جنگی به قفسهٔ سینهاش اصابت کرد؛ شلیکی مستقیم که او را بهشدت مجروح کرد. امید را برای نجات به چند بیمارستان منتقل کردند، اما پذیرش نشد. خون زیادی از دست داده بود و فرصت از دست میرفت. سرانجام، در اثر شدت جراحات و خونریزی جان باخت. او دیگر به خانه برنگشت. دختری دهساله ماند و پدری که قرار بود دوباره از خیابان به خانه برگردد؛ مردی که شبهای پیش، با وجود درد کمر و آثار ضربات باتوم، خودش را به خانه رسانده بود. اما اینبار، مسیر بازگشت ناتمام ماند. پیکر امید را شبانه در بهشت رضوان مشه…
امید رمضاننیا ثانی · مشهد · خیابان هفت تیر