جاویدنام بابک جعفری؛ نگاهی که باز ماند

Dödsfall بابک جعفری 34 år gammal i ایران Isfahan خانه اصفهان

Skriven av: آریشا

بابک جعفری، ۳۴ ساله و متولد اسفند ۱۳۶۹ در اصفهان، مجرد و شاغل در یک تعمیرگاه اتومبیل بود. نان خانه را او درمی‌آورد؛ پدرش به‌دلیل ناتوانی جسمی امکان کار نداشت و همیشه می‌گفت: «بابک برای من پدری می‌کرد، نه من برای او.» از بابک جمله‌ای مانده که نگاهش به آزادی را روشن می‌کند: «ما یک جون بیشتر نداریم و باید در راه آزادی بدیم.» شب حادثه وقتی خانواده به او هشدار دادند که امشب حکم تیر داده‌اند و نرو، با شجاعت و قاطعیت پاسخ داد: «خون من از بقیه رنگین‌تر نیست ، میریم بیرون اگر یکیمون بر نگشت بقیه راهشو ادامه میدن . ما داریم برای وطن جون میدیم » و راهی خیابان شد. او در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، جانش را پای همین باورش نهاد و فدای آزادگی کرد. آن شب تاریک در محله‌ی خانه اصفهان، نیروهای حکومتی ابتدا برق پارک و خیابان را قطع کردند و تمامی شبکه‌های ارتباطی را از کار انداختند تا در خلوت صامت شهر، جان‌های بی‌گناه را هدف بگیرند. صدای تیراندازی بالا گرفت و بابک در میان جمعیت، از ناحیه‌ی کمر هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت. در لحظه‌ی شلیک، یکی از آشنایانش که همراه او بود، وقتی بابک بر زمین افتاد، پیکر غرق در خونش را با شجاعت حمل کرد تا نجاتش دهد ، در این لحظات بابک هنوز زنده بود و به همراهش گفته بود : « خوبم ، فقط تشنمه » . خانواده‌اش دل‌نگران و بی‌خبر، بارها شماره‌اش را گرفتند اما خطوط قطع بودند. در نهایت ناشناس…

بابک جعفری · روستای میرآباد · محله‌ی خانه اصفهان

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.