جاویدنام زهیر امیرخانی

Dödsfall زهیر امیرخانی 34 år gammal i ایران Kermanshah بلوار طاق‌بستان

Skriven av: رودابه

زهیر امیرخانی، شهروند کُرد ۳۴ساله و اهل کرمانشاه بود؛ فارغ‌التحصیل مهندسی برق که در کنار پدر و مادر و سه برادرش زندگی می‌کرد. نزدیکانش او را جوانی مهربان و دلسوز می‌شناختند؛ کسی که حضورش برای خانواده مایهٔ دلگرمی بود و زندگی‌اش، مانند هزاران جوان دیگر، با کار، آرزوها و روزهایی گره خورده بود که قرار بود در پیش داشته باشد. شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با حضور مردم در خیابان‌های سراسر ایران در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، زهیر نیز در جریان اعتراضات مردمی کرمانشاه در بلوار طاق‌بستان حضور داشت. او تلفن همراهش را به دست گرفته بود و از تجمع معترضان و شلیک نیروهای حکومتی به سوی مردم فیلم‌برداری می‌کرد. در آن فضای آکنده از صدای گلوله و اضطراب، دوربین تلفن همراهش به سمت خیابان بود؛ او آنچه را در برابر چشمانش اتفاق می‌افتاد، ثبت می‌کرد. در ویدئویی که از آخرین لحظات فیلم‌برداری او منتشر شد، صدای شلیک گلوله‌ها شنیده می‌شود. زهیر همچنان فیلم می‌گیرد و فریاد می‌زند: «بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم.» او لحظاتی بعد، دقیقاً زمانی که مشغول ثبت صحنه‌های سرکوب معترضان بود، هدف گلولهٔ نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت. پس از اصابت گلوله، زهیر را به بیمارستان طالقانی کرمانشاه منتقل کردند. جراحاتش سنگین بود و وضعیت او در روزهای بعد همچنان نگران‌کننده ماند. هشت روز از آن شب گذشت؛ هشت روزی که…

کرد · کرمانشاه · زهیر امیرخانی · مهندس

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.