جاویدنام ملینا اسدی؛ کودکی در میان گلولهها
Dödsfall ملینا اسدی 3 år gammal i ایران Kermanshah
Skriven av: دلآرا
در هجدهم دیماه ۱۴۰۴، نام ملینا اسدی در میان کودکان قربانی ثبت شد؛ نامی کوچک که با روایتی بزرگ از خشونت گره خورد. ملینا سهساله بود؛ کودک خردسالی از کرمانشاه که آن روز همراه پدر و مادرش برای کاری ساده در بلوار طاقبستان قدم میزد. لحظهای عادی از یک روز معمولی؛ نه نشانی از اعتراض داشت و نه حضوری در تجمعی. فقط در کنار خانوادهاش روی دوش پدر در خیابان بود. اما همان لحظهی عادی، ناگهان به صحنهای ناامن تبدیل شد. شلیک گلولههای جنگی بهسوی مردم، فضایی ساخت که در آن مرزی میان بیگناه و هدف باقی نماند. در میان آن آشفتگی، جانِ کوچک ملینا گرفته شد. او در سنی بود که هنوز زندگی برایش معنای سادهای داشت؛ بودن در کنار خانواده، خندیدن و تجربه کردن روزهایی که قرار بود ادامه پیدا کنند اما آن روز زمستانی، این مسیر را ناتمام گذاشت. پس از این اتفاق، خانوادهاش با اندوهی سنگین روبهرو شدند و همزمان تحت فشار قرار گرفتند تا روایت دیگری را بپذیرند؛ روایتهایی که تلاش داشتند مسئولیت را به شکل دیگری توضیح دهند. با این حال، گفتههای نزدیکان نشان میدهد که ملینا در نتیجهی شلیک بیضابطه جان خود را از دست داده است. مرگ او فقط از دست رفتن یک کودک نبود؛ یادآور این واقعیت است که در شرایط خشونت، بیگناهترین افراد بیش از همه آسیب میبینند. ملینا نه انتخابی برای حضور در آن لحظه داشت و نه درکی از آنچه رخ میداد؛…