جاویدنام امیرمهدی سلگی

Dödsfall امیرمهدی سلگی 21 år gammal i ایران Karaj محمدشهر

Skriven av: رودابه

امیرمهدی سلگی، ششم بهمن ۱۳۸۳ به دنیا آمد؛ جوانی بیست‌ویک‌ساله از محمدشهر کرج که روزهایش را با کار و تلاش می‌گذراند و برای ساختن زندگی خودش قدم‌به‌قدم جلو می‌رفت. تعمیرات کولر گازی، پکیج و سیستم‌های اسپلیت کارش بود. از آن آدم‌هایی نبود که برای دیده‌شدن تلاش کنند. نزدیکانش او را آرام، متین و خوش‌اخلاق توصیف می‌کردند؛ پسری که حتی وقتی شرایط سخت می‌شد، لبخندش را از دست نمی‌داد. دوستانش از مهربانی و مرامش می‌گویند؛ از جوانی که اهل درگیری و هیاهو نبود، اما وقتی پای چیزی را که به آن باور داشت در میان می‌دید، عقب نمی‌کشید. شامگاه پنج‌شنبه، هجدهم دی ۱۴۰۴، امیرمهدی در محمدشهر، روبه‌روی کلانتری، میان جمعیت حاضر بود. آن شب، خیابان دیگر جای امنی نبود. گلوله‌ای از پشت سر به او اصابت کرد؛ گلوله‌ای جنگی که از پشت وارد شد و از گلویش بیرون آمد. همان‌جا، زندگی جوانی که هنوز بیست‌ویک سال بیشتر از آغازش نگذشته بود، متوقف شد. اما خانواده همان شب از مرگ او باخبر نشدند. روز بعد، جمعه ۱۹ دی، پیکر امیرمهدی در بیمارستان شریعتی پیدا شد و سرانجام به مادرش تحویل داده شد؛ مادری که باید به جای دیدن بازگشت پسرش از یک شب عادی، با پیکر او روبه‌رو می‌شد. امیرمهدی تنها یک برادر داشت. با رفتن او، خانه‌ای که او و برادرش در آن زندگی می‌کردند، از حضور او خالی شد. دوستانش از پسری حرف می‌زنند که آرام بود، اما بی‌تفاوت نه؛ خ…

امیرمهدی سلگی · کرج · محمدشهر

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.