جاویدنام میلاد (مهدی) شیخعلیا لواسانی؛ مربی لبخندها، جاویدنام راه آزادی
Dödsfall میلاد (مهدی) شیخعلیا لواسانی 35 år gammal i ایران Teheran نارمک
Skriven av: آناهیتا
نامم مهدی بود، اما همه در خانواده مرا «میلاد» صدا میکردند. من در شانزدهم اسفندماه سال ۱۳۶۹ چشم به جهان گشودم. از کودکی عاشق فوتبال بودم؛ عشقی که با گذشت سالها نهتنها از دلم نرفت، بلکه به بخش مهمی از زندگیام تبدیل شد. وقتی بزرگتر شدم، توانستم مربی فوتبال نونهالان شوم. همیشه بچهها را دوست داشتم و با عشق و حوصله، فوتوفنهای فوتبال را به آنها یاد میدادم. دیدن تلاش، پیشرفت و لبخندشان برایم لذتی وصفناشدنی داشت. در سال ۱۴۰۱ با هستی، عشق زندگیام، ازدواج کردم و مدتی بعد، ثمرهی عشقمان، پسر نازنینم، پا به این جهان گذاشت. خانوادهام تمام دنیای من بودند. در جمع خانواده همیشه میخندیدم، شوخی میکردم و تلاش میکردم لبخند را بر لبهای دیگران بنشانم. حتی وقتی برای صفحههای مجازی باشگاه فیلم میگرفتم، با لبخند و انرژی، بچهها را به تلاش بیشتر تشویق میکردم. زندگی من نیز مانند زندگی بسیاری از مردم، مسیری عادی داشت تا اینکه اعتراضات دیماه آغاز شد. در ابتدا اعتراضات چندان گسترده و شدید نبود، اما روزبهروز بر دامنهی آن افزوده میشد. سرانجام شاهزاده رضا پهلوی برای روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه فراخوان داد. چند روز پیش از آن، مردم در فضای مجازی دربارهی همهچیز صحبت میکردند؛ اینکه چه بپوشیم، چگونه در خیابان حاضر شویم و چطور از یکدیگر مراقبت کنیم. ما در منطقهی پاسداران تهران زندگی میکردیم،…
میلاد (مهدی) شیخعلیا لواسانی · تهران · مربی فوتبال