جاويدنام جلیل میلان‌لوئی؛ مردي كه تنش افتاد، اما صدایش ایستاد

Dödsfall جلیل میلان‌لوئی 48 år gammal i ایران Esfarayen

Skriven av: Ni-Dad | A voice for the silenced.

هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، اسفراین شبی دیگر را تجربه می‌کرد؛ شبی که برای خانواده‌ای، برای دو دختر، و برای شهری کوچک، هرگز عادی نماند. جلیل میلان‌لوئی، ۴۸ ساله، مدرس دانشگاه و رئیس شعبه مرکزی بانک رسالت اسفراین، در جریان اعتراضات هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گلوله جنگی به قفسه سینه‌اش اصابت کرد؛ شلیکی که براساس گزارش‌ها از پشت‌بام کلانتری صورت گرفته بود. شدت جراحت و خون‌ریزی او را با وضعیتی بحرانی به بیمارستان رساندند. شاهدان می‌گویند پیش از آن‌که به اتاق احیا منتقل شود، هنوز صدایی در سینه داشت. صدایی که با درد آمیخته بود اما خاموش نشده بود: «علی خامنه‌ای، ننگ بر تو. ببین با این مردم چه کردی.» او فعال سیاسی حرفه‌ای نبود. چهره رسانه‌ای هم نبود. پدری بود با دو دختر. کمتر از یک سال پیش همسرش را بر اثر سرطان از دست داده بود و حالا تنهاییِ خانه و بار زندگی بر دوش خودش بود. می‌توانست بماند. می‌توانست بگوید دو دخترم به من نیاز دارند. می‌توانست انتخاب کند که از خیابان فاصله بگیرد اما انتخاب دیگری کرد. کنار مردم ایستاد. جلیل اقتصاد و مدیریت درس می‌داد. زندگی معمولی داشت. شغل ثابت، اعتبار اجتماعی و آینده‌ای تعریف‌شده. اعتراضش از سر هیجان لحظه‌ای نبود؛ از حس مسئولیت بود. از نگرانی برای آینده همان دو دختری که چشم‌انتظارش بودند. از دغدغه‌ی کشوری که دوستش داشت. در بیمارستان، روایت‌ها از صحنه‌ای تلخ حکایت م…

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.