جاویدنام داود عباسی؛ بلند شو بریم خونه
Dödsfall داود عباسی 42 år gammal i ایران Hamadan
Skriven av: جاوید
گریه، پیش از کلمات میآید. صدای شکستهی پدری که بر مزار ایستاده، پیش از هر روایت و هر خبر، حقیقت را فریاد میزند. داود عباسی، مردی ۴۲ ساله از آریاشهر تهران، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ به خیابان رفت؛ شبی که مردم در پاسخ به فراخوان شاهزادهی رضا پهلوی، برای فریاد زدن خواستههایشان به میدان آمده بودند. اعتراضاتی که از هفتم دی با اعتصاب بازاریان و کسبه آغاز شده بود، حالا به خیابانهای شهرهای مختلف رسیده بود. مردم خواهان پایان حکومت جمهوری اسلامی بودند و با شعارهایی چون «جاوید شاه» و «مرگ بر دیکتاتور»، خواست خود را برای تغییر سرنوشت کشور فریاد میزدند. داود نیز در میان مردمی بود که میخواستند صدایشان شنیده شود؛ اما نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به این حضور با گلوله پاسخ دادند. گلولهای جنگی به قفسهی سینهاش اصابت کرد و بدنش از فاصلهای نزدیک هدف ساچمه قرار گرفت. صدها ساچمه، آنطور که در گزارشهای مربوط به او آمده، بر بدنش نشستند. او را به بیمارستان ابنسینا در آریاشهر منتقل کردند، اما خانوادهاش بامداد روز بعد از مرگش باخبر شدند. فاصلهی میان آن شب و صبح روز بعد، برای خانوادهی داود به فاصلهای بدل شد که دیگر هیچ دیداری نمیتوانست آن را پر کند؛ شبی که پسرشان از خانه بیرون رفت و صبحی که خبر بازنگشتنش را شنیدند. حالا پدر، کنار مزار داود ایستاده است؛ پسری که در جریان انقلاب شیر و خورشید کشته شد. دا…
داود عباسی · آریاشهر تهران · انقلاب شیرو خورشید · فراخوان شاهزاده رضا پهلوی