جاویدنام امیرحسین شادابی؛ سربازی که دیگر به خانه بازنگشت

Dödsfall امیرحسین شادابی 20 år gammal i ایران Shahrood خیابان هفده شهریور(تخت‌جمشید)

Skriven av: رودابه

امیرحسین شادابی فقط بیست سال داشت. جوانی که آخرین روزهای خدمت سربازی را پشت سر می‌گذاشت و تنها یک ماه مانده بود تا لباس نظامی را از تن بیرون بیاورد. شاید در ذهنش بارها لحظه بازگشت به خانه را تصور کرده بود؛ روزی که دیگر صدای پادگان جای خود را به صدای خانه می‌داد، روزی که می‌توانست دوباره کنار خانواده‌اش باشد و زندگی را از جایی تازه آغاز کند. اما جمعه، نوزدهم دی‌ ۱۴۰۴، سرنوشت مسیر دیگری برای او رقم زد. شاهرود در آن روزهای پرالتهاب، چهره‌ای دیگر داشت. خیابان ۱۷ شهریور، همان خیابانی که هنوز برای بسیاری با نام تخت‌جمشید شناخته می‌شود، محل حضور مردمی بود که به خیابان آمده بودند. امیرحسین از پادگان بیرون آمد؛ مسیر کوتاه میان پادگان و خیابان، آخرین مسیر زندگی او شد. در میان هیاهوی خیابان، گلوله‌ای جنگی از پشت به قفسه سینه‌اش اصابت کرد. پس از آن، برای خانواده‌اش روزها به انتظار گذشت. چهار روز چشم‌به‌راه ماندند تا پیکر فرزندشان را تحویل بگیرند؛ چهار روز میان نگرانی، سکوت و بی‌خبری. حتی پس از آن نیز اجازه برگزاری مراسم گسترده سوگواری به آنان داده نشد و خانواده ناچار شدند با حضور جمعی محدود از نزدیکان، او را در آرامستان وادی‌السلام شاهرود، کنار مزار دایی‌اش به خاک بسپارند. خانواده‌ به‌جای استقبال از بازگشت او، ناچار شدند با جوان بیست‌ساله‌شان برای همیشه وداع کنند.

شاهرود · خیابان ۱۷ شهریور · آرامستان وادی‌السلام شاهرود · امیرحسین شادابی

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.