جاویدنام وزیر عبدالهی

Dödsfall وزیر عبدالهی 45 år gammal i ایران Karaj خرمدشت

Skriven av: مهرشید

وزیر عبدالهی ۴۵ سال داشت؛ کارگر فنی و ساختمانی بود و از همین راه زندگی خود، همسر و دخترش را تأمین می‌کرد. اصالتش به منطقه‌ی عنبران نمین در استان اردبیل می‌رسید؛ از جامعه‌ی تالش‌زبان و سنی‌مذهب آن منطقه بود، اما مانند بسیاری که برای پیدا کردن کار و ساختن زندگی راهی شهرهای بزرگ‌تر می‌شوند، به حاشیه‌ی کرج مهاجرت کرده بود. آنجا در کنار همسر و تنها فرزندش، بیتا، زندگی می‌کرد؛ دختری ۱۵ ساله که در مقطع دبیرستان درس می‌خواند. نوشته‌هایی که بیتا پس از جان‌باختن پدرش منتشر کرده، از رابطه‌ی نزدیک وزیر با تنها دخترش حکایت می‌کند. بیتا او را با همان صمیمیتی که میانشان بود، «بابا وزیر نازم» صدا می‌زند و از مهربانی و «قلب پاک» پدرش می‌نویسد. برای دختری که تمام ۱۵ سال زندگی‌اش را با حضور او گذرانده، وزیر همان «قهرمان بچگی‌ها» است هنوز؛ پدری که حالا جای خالی‌اش را با یک جمله‌ی ساده توصیف می‌کند: «بابا کاش پیشم بودی، کاش بازم تو برای من گل می‌گرفتی، نه من برای تو.» شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با اعتراضات مردمی در خرمدشت کرج، وزیر نیز به معترضان در خیابان پیوست. بر اساس اطلاعات موجود، در جریان اعتراضات از فاصله‌ی نزدیک با گلوله‌ی جنگی هدف قرار گرفت و یکی از گلوله‌ها به ناحیه‌ی گردن و شاهرگ او اصابت کرد. شدت جراحت و خون‌ریزی به اندازه‌ای بود که فرصت نجاتش فراهم نشد و وزیر جان باخت. پس از جا…

وزیر عبدالهی · کرج

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.