جاویدنام جعفر جاویدی؛ شاهد خاموش

Dödsfall جعفر جاویدی 29 år gammal i ایران Mashhad بلوار وکیل آباد (هفت تیر)

Skriven av: چکاد

فقط 29 ساله بودم که در جریان اعتراضات 18 دی ماه 1404 در مشهد دستم از دنیا کوتاه شد. دوستان و نزدیکانم مرا «جاوید» صدا می‌زدند، گویا قرار بود خیلی زود جاویدنام شوم و از قضای روزگار، علی‌الرغم میل باطنی‌ام با هزاران امید و آرزو مجبور به ترک دنیا شدم و همه خواسته‌هایم را به گور سرد و تاریک سپردم. در یک میدان جنگ یک طرفه که دشمن اسلحه سرد و گرم داشت و من در سمت بی دفاع  و بدون آمادگی برای مقابله قرار گرفته بودم. خیلی باورش سخت است که یک مخلوق بی‌وجدان، هموطنش را نشانه بگیرد و یکدیگر را دشمن بخوانند. بله، شلیک مستقیم با گلوله جنگی …   در جریان اعتراضات 18 دی ماه 1404، شب هنگام بود که با صدای بلند شدن همهمه مردم، آ‌‌ژیرها، اعتراضات و شلیک گلوله، سراسیمه خودم را با یک کوله‌پشتی از تجهیزات کمک‌های اولیه به نیت کمک‌رسانی به مجروحان بی‌دفاع به بلوار وکیل‌آباد (هفت تیر) در نزدیکی‌ِ محل زندگیم رسانده بودم.  شب عجیب و متفاوتی بود… با جمعیت بی‌سابقه‌ای روبرو شدم، دختر و پسر، زن و مرد، پیر و جوان و حتی کودکان همه همراه هم شده بودند.  البته ناگفته نماند که من در اعتراضات سال 1401 «زن، زندگی، آزادی»، با پوست و استخوان تجربه تلخی را از سر گذرانده بودم و سختی‌های زیادی را متحمل شده بودم، حتما مشتاق هستی تا از اتفاقات آن روزها نیز بشنوی. اندکی از خاطرات بد آن روزها را یادآوری…

جعفر جاویدی · شاهد خاموش · جاویدنام · تاتوی تاج · حمید مهدوی · بلوار وکیل آباد · مشهد · زن، زندگی، آزادی

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.