جاويدنام اشكان حيدرزاده

Dödsfall اشكان حيدرزاده 20 år gammal i ایران Chalus كلاچان

Skriven av: Ni-Dad | A voice for the silenced.

چهلمین روز فقدان اشکان حیدرزاده در روستای کلاچانِ چالوس برگزار شد؛ مراسمی که بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی روح ایستادگی و مقاومت مدنی مردم بود. خانواده و دوستان اشکان، با دست زدن و رقص، یاد او را گرامی داشتند و در سکوت و در عین حال سرشار از صلابت، پیام روشنی به جهان و حکومت دادند: تسلیم ناپذیری ما زنده است. اشکان، جوانی ۲۰ ساله، دانش‌‌جوی رشته حساب‌‌داری و باریستا بود. با تلاش و درآمد شخصی خود موفق شده بود خودرو بخرد و رؤیای راه‌اندازی کافه‌ای مستقل را در سر می‌پروراند. او همچنین در آستانه آغاز زندگی مشترک بود؛ آینده‌ای که با جان باختن او ناگهان ناتمام ماند. در تاریخ هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، اشکان در جریان اعتراضات با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر، دو گلوله به سر و قلبش خورد و جان خود را از دست داد. خانواده‌اش پس از این واقعه، با فشارهای امنیتی و محدودیت‌هایی در برگزاری مراسم مواجه شدند و ناچار شدند پیکر او را در قبر پدربزرگش به خاک بسپارند. اما مراسم چهلم، فراتر از یک خاکسپاری ساده بود؛ مردم با رقص و دست زدن، نه تنها یاد اشکان را گرامی داشتند، بلکه اراده و آزادی خود را نشان دادند. این حرکات، شیوه‌ای مدنی و شجاعانه بود برای اعلام جدایی از حکومت و یادآوری این حقیقت که جان‌باختگان‌شان هرگز فراموش نخواهند شد. زندگی کوتاه اشکان پر از امید و تلاش بود و خاطره او در قلب خانواده و جامعه زنده است. مرد…

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.