جاویدنام آمیتیس صادقی
Dödsfall آمیتیس صادقی 17 år gammal i ایران Teheran تهرانپارس
Skriven av: رودابه
آمیتیس صادقی، ۱۷ساله و اهل تهران، دختری مهربان و آرام بود که به حیوانات عشق میورزید. در کنار روحیهی آرامش، شجاع بود و از خطر نمیترسید. والیبال ورزش مورد علاقهاش بود و همینطور به هنر تتو عشق میورزید. به اطرافیانش میگفت که میخواهد در آینده تتو آرتیست شود. آرزوهایی داشت که هنوز فرصت نکرده بود برای رسیدن به آنها تلاش کند. شب پیش از جانباختنش، مادرش از او خواسته بود روز بعد، تا زمان بازگشت او از سر کار، از خانه بیرون نرود. مادر نگران آسیب دیدن دخترش بود و به او گفته بود: «یه خار بره توی پات، من میمیرم.» آمیتیس در پاسخ گفته بود: «مامان، خون من مگه از بقیه رنگینتره؟» این جمله، که در آخرین گفتوگوی آنها ردوبدل شد، پس از مرگ او معنایی تلخ پیدا کرد. روز بعد ۱۸ دی ۱۴۰۴، آمیتیس به همراه جوانان دیگر در تهرانپارس، منطقهای در شمال شرق تهران حضور یافت. تظاهرات مسالمتآمیزی که با ورود نیروهای سرکوبگر به خشونت کشیده شد، مزدورانی که با شلیک گاز اشکآور و استفاده از سلاح جنگی باعث کشته و مجروح شدن مردم بیگناه و بیدفاع شدند. در جریان حوادث آن روز، با شلیک گلوله از ناحیهی پهلو زخمی شد و او را به بیمارستان انتقال دادند. در ساعات پایانی پیش از جانباختنش، آمیتیس پیامی برای مادرش فرستاد: «مامان، خیلی دوست دارم. اگه بچه خوبی برات نبودم، بذار پای بچگیم؛ فقط بدون عا…
آمیتیس صادقی · تهران · تهرانپارس