جاویدنام آیدا حیدری؛ دانشجوی پزشکی

死亡 آیدا حیدری 21 岁 在 ایران 德黑兰 آریاشهر

作者: ارشان

من آیدا حیدری هستم؛ دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران. می‌خواستم جراح مغز و اعصاب شوم و روزی کسانی را که توان پرداخت هزینه درمان ندارند، رایگان درمان کنم. آینده برایم در ادامه درس‌ها و رسیدن به روزی معنا داشت که بتوانم به بیماری کمک کنم و از رنجش بکاهم. کتاب و هنر هم بخشی از زندگی‌ام بودند. دبیر کانون کتاب‌خوانی دانشگاه بودم و شیمی تدریس می‌کردم. ویدئویی از من باقی مانده که در آن درس می‌دهم؛ تصویری از روزهایی که هنوز فرصت داشتم آموخته‌هایم را با دیگران در میان بگذارم و برای ادامه راه آماده شوم. دی‌ماه ۱۴۰۴، روزهای فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و خیزشی بود که انقلاب شیروخورشید نام گرفت. در همان روزها، در محدوده آریاشهر و بلوار آیت‌الله کاشانی تهران، هدف شلیک مزدوران رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتم. سه گلوله جنگی به من اصابت کرد. مرا به بیمارستان پیامبران رساندند. کادر درمان برای نجات جانم تلاش کرد و یک بار احیا شدم، اما یکی از گلوله‌ها به قلبم رسیده بود. تلاش‌ها به نجاتم نرسید و جان باختم. دوره پزشکی‌ام ناتمام ماند؛ درس‌هایی که باید می‌خواندم، تجربه‌هایی که باید کسب می‌کردم و روزی که می‌توانستم درمان بیماری را بر عهده بگیرم. آرزوی جراحی مغز و اعصاب و درمان رایگان نیازمندان، بخشی از آینده‌ای بود که گلوله‌های نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی از من گرفتند. برای عزیزانم، نبودنم در زندگی روز…

آیدا حیدری · کشته‌شدگان اعتراضات · انقلاب شیروخورشید · پزشک

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.