جاویدنام زینب احمدی

死亡 زینب احمدی 44 岁 在 ایران 卡拉季 فردیس

作者: جاوید

زینب احمدی، زنی بود که پس از چشم بستن پدر و مادرش بر جهان، تنهایی را به دوش کشید، اما نگذاشت آن تنهایی خانه‌اش را از مهر خالی کند. در آپارتمان کوچکش در ملارد، با دو سگی زندگی می‌کرد که سرپرستی‌شان را پذیرفته بود و حضورشان، سکوت خانه را به زندگی پیوند می‌زد. متولد ۲۸ آذر ۱۳۶۰ بود؛ زنی مهربان که دلبستگی‌اش به جان موجودات، تنها به انسان‌ها محدود نمی‌شد. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات فلکه چهارم فردیس کرج، گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به پای او اصابت کرد. زینب با وجود جراحت، خود را به پارکینگ ساختمانی در همان حوالی رساند. ساکنان ساختمان برای بند آوردن خون‌ریزی و نجات جانش دست به کار شدند و تصمیم گرفتند او را به بیمارستان منتقل کنند، اما مأموران مسلح بسیجی با شلیک به سوی آنان، راه را بستند. زینب میان امید به رسیدن و نرسیدن، لحظه‌به‌لحظه خون از دست داد؛ زخمی که می‌توانست درمان شود، در نبود امکان درمان، به پایان زندگی‌اش انجامید. یکی از نزدیکانش آخرین گفت‌وگویشان را چنین به یاد می‌آورد: «آخرین باری که صدایش را شنیدم ظهر ۱۹ دی بود. گفتم وضعیت خطرناک است، جایی نرو، اگر هم رفتی تنها نرو. گفت نگران نباش، دیشب رفتم و زود برگشتم. اما این‌بار برنگشت.» وقتی هیاهوی خیابان فروکش کرد، افرادی که او را نمی‌شناختند پیکرش را به بیمارستان رساندند، اما دیگر فرصتی برای نجات باقی نمانده بود و ز…

زینب احمدی · کرج · فردیس · ملارد

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.