جاویدنام پژمان امینی
死亡 پژمان امینی باغبادرانی 38 岁 在 ایران 伊斯法罕 باغبهادران
作者: جاوید
پژمان امینی باغبادرانی از آن آدمهایی بود که خنده، بخش جدانشدنی چهرهشان است. نزدیکانش او را به مهربانی، بامرامی و دستودلبازی میشناختند؛ مردی که اهل طبیعت بود، از ماهیگیری و کمپزدن لذت میبرد، دلش با گلها و حیوانات بود و در میان تمام مشغلههایش، برای زندگی و آدمهای اطرافش جا باز میکرد. در سیوهشتسالگی، زندگی برای او با کار، عشق و رؤیاهایی گره خورده بود که بخش مهمی از آنها به همسرش و پسرش، نامی، تعلق داشت. پژمان مهندس برق بود و در زمینهی خدمات زیبایی فعالیت میکرد. کارفرمایی فعال و پرتلاش که میدانست مدیریت، تنها به تصمیمگرفتن و پیشبردن کارها خلاصه نمیشود. برای کارکنانش دلسوز بود و در کنار اقتدارش، هوای آدمهای مجموعهاش را داشت. نشان داد که میشود هم مدیر بود و هم مهربان؛ هم محکم ایستاد و هم با روی خوش با دیگران رفتار کرد. نزدیکانش از مردی یاد میکنند که اغلب خنده بر لب داشت و خوشروییاش، بخشی از تصویری بود که از او در ذهن اطرافیان مانده است. اما در خانه، پژمان پیش از هر عنوان و مسئولیتی، همسر و پدر بود. زندگی عاشقانهای با همسرش داشت و نامی را با تمام وجود دوست میداشت. برای پسرش، پدر، همان قهرمانی بود که میشد به او تکیه کرد و با نگاهکردن به او، دنیا را جای امنتری دید. نامی هم عاشق پدرش بود؛ محبتی که در رفتوآمدهای روزمره، در کنار هم بودن و در خاطرات کوچک خانوادگ…
اصفهان · باغبهادران · پژمان امینی