جاویدنام محمدجواد مددی

死亡 محمدجواد مددی 22 岁 在 ایران 场景

作者: کتایون

من محمدجواد مددی هستم؛ جوانی ۲۲ ساله از مشهد. زندگی‌ام ساده بود، پر از آرزوهای کوچک و امیدهایی که هر روز با آن‌ها نفس می‌کشیدم. از کودکی عاشق ورزش فوتبال بودم، یک توپ فوتبال همیشه خوشحالم می‌کرد. مسابقات را تماشا می‌کردم و گاهی هم با دوستانم ساعت‌ها فوتبال بازی می‌کردم. غیر از فوتبال که سرگرمی بود، برای آینده خودم برنامه‌هایی داشتم، من هم مثل خیلی‌های دیگر، آینده‌ای می‌خواستم که در آن بتوانم بی‌هراس زندگی کنم، بخندم، شاد باشم، و نگران حداقل‌های زندگی نباشم. خواسته‌هایی داشتم که شاید در دنیای آزاد خنده‌دار به نظر می‌رسیدند ولی در جایی که من زندگی می‌کردم دست‌نیافتنی بودند. از زندگی زیر استبداد و ظلم خسته شده بودم، با سن کمی که داشتم خیلی زود فهمیدم که آینده‌ای که آرزویش را دارم در حکومتی که هیچ برنامه‌ای برای آبادی و پیشرفت کشور نداشت به دست نخواهد آمد. نه تنها من، بلکه میلیون‌ها هموطن دیگر هم به این باور رسیده بودند که برای رهایی از این حکومت دجال ویرانگر راهی جز اینکه صدایمان را به خیابان ببریم و اعتراض کنیم نداریم. هر چند می‌دانستیم صدای ما با سرکوب مواجه خواهد شد و شاید جان خود را در این راه از دست بدهیم. شرایط اقتصادی روز به روز داشت بد و بدتر می‌شد. فشار گرانی داشت زندگیمان را له می‌کرد. با اینکه زمستان از راه رسیده بود، گرمایی از امید برای آینده بهتر با خود آورده بود. خبر از…

مشهد · محمدجواد مددی · جاویدنام محمدجواد مددی

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.