جاویدنام علی‌اصغر استخر

死亡 علی‌اصغر استخر 25 岁 在 ایران 伊斯法罕 بهارستان

作者: مهرشید

برای علی استخر، عشق و زندگی هنوز در آغاز راه بود. جوانی ۲۵ ساله، خوش‌رو، باگذشت و بامعرفت؛ اهل مرودشت و ساکن اصفهان که در زمینه سیستم‌های صوتی خودرو فعالیت می‌کرد و صاحب مغازه‌ای بود. او میان خانواده، دوستان و آشنایان به مهربانی، اصالت و خوش‌قلبی شناخته می‌شد و آینده‌ای را پیش رو داشت که برای ساختنش تلاش کرده بود. شامگاه جمعه ۱۹ دی، هنگامی که از خانه خارج می‌شد، رو به مادرش کرد و گفت: «بیا آخرین آغوش را بهم بده.» جمله‌ای که آن لحظه برای هیچ‌کس معنای وداع نداشت، اما بعدها به آخرین خاطره مادر از فرزندش تبدیل شد. همان شب علی بازداشت شد و بنا بر گزارش‌ها تحت شکنجه و ضرب‌وشتم شدید قرار گرفت. خانواده پس از بی‌خبری و جست‌وجوهای فراوان، رد او را در بیمارستان گرفتند، اما به آنان گفته شد که علی توسط نیروهای امنیتی از آن‌جا ربوده شده است. ده روز بعد، انتظار و نگرانی خانواده به تلخ‌ترین شکل ممکن پایان یافت. پیکر علی را در حالی تحویل دادند که بر پیشانی او نشانه اصابت گلوله دیده می‌شد و خانواده از وجود خون تازه بر پیکرش سخن گفته‌اند. جوانی که ده روز پیش با امید و آرزو از خانه بیرون رفته بود، اکنون بی‌جان به آغوش خانواده بازمی‌گشت. خانواده می‌گویند نیروهای امنیتی با گروگان نگه داشتن پیکر و اعمال فشارهای مختلف تلاش کردند مانع برگزاری مراسم شوند. به آنان گفته شده بود که مراسم باید ساعت هفت صبح و تن…

علی استخر · اصفهان · علی اصغر استخر

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.