جاویدنام محمدرضا نورمحمدی شالکه
死亡 محمدرضا نورمحمدی شالکه 21 岁 在 ایران 卡拉季 کلاک
作者: جاوید
محمدرضا نورمحمدی آن شب فقط نگران پدرش بود. محل کار پدرش در نزدیکی خیابانهایی قرار داشت که درگیریها هر لحظه شدیدتر میشد. چندبار با او تماس گرفت و از او خواست هرچه زودتر از آن محدوده دور شود، اما دلش آرام نمیگرفت. نگرانی لحظهبهلحظه بیشتر میشد تا اینکه تصمیم گرفت خودش راهی شود و پدرش را پیدا کند؛ بیآنکه بداند این آخرینباری است که از خانه بیرون میرود. محمدرضا نورمحمدی، جوان ۲۱ ساله اهل شاندرمن گیلان و ساکن کلاک کرج بود. او بهعنوان پیک موتوری در یک فستفود کار میکرد و با تلاش و پشتکار، برای ساختن آیندهای بهتر میکوشید. تنها یک ماه پیش از جانباختنش، پس از مدتها کار و پسانداز، توانسته بود یک پژو ۲۰۶ دستدوم بخرد؛ اتفاقی که برایش نوید آغاز روزهای روشنتر بود. شب هجدهم دی ۱۴۰۴، وقتی برای پیدا کردن پدرش راهی میدان کرج شد، گلوله مأموران جمهوری اسلامی به قلبش اصابت کرد و زندگی جوانی را پایان داد که تنها با نگرانی برای سلامت پدرش از خانه خارج شده بود. اندوه خانواده اما به همان شب ختم نشد. پیکر محمدرضا تا بیستونهم دیماه در اختیار مأموران باقی ماند و خانواده روزهای سختی را برای بازپسگرفتن پیکر فرزندشان پشت سر گذاشتند. سرانجام در روزهای ابتدایی بهمنماه، او در گلزار شهدای کلاک بالا به خاکسپاری شد. محمدرضا آن شب برای پیدا کردن پدرش از خانه بیرون رفت. همین حقیقت، روایت زندگی ا…
محمدرضا نورمحمدی · گیلان · کرج · کلاک