جاویدنام سیامک هنرکار; از آهن و آتش تا ایستادگی

死亡 سیامک هنرکار 54 岁 在 ایران 德黑兰 تهرانپارس

作者: سایه

چهار ماه بود که خانواده به دلیل وابستگی مادر سیامک به او، حقیقت مرگش را از مادر پنهان کرده بودند. به او گفته بودند سیامک بازداشت شده و به‌زودی برمی‌گردد. مادر هر روز سراغ پسرش را می‌گرفت؛ نمی‌دانست آخرین انتظارش، انتظار برای کسی‌ست که دیگر به خانه برنمی‌گردد. سیامک هنرکار، ۵۴ ساله، اهل شیراز و ساکن شهسوار (تنکابن) بود. مجرد بود و سال‌ها به‌عنوان جوشکار حرفه‌ای کار کرده بود و مسئولیت مراقبت از مادر سالمندش را هم بر عهده داشت. دست‌هایش زبر و پینه‌بسته بود؛ دست‌هایی که سال‌ها کار با آهن و آتش را روایت می‌کردند. سیامک، شجاع، نترس و دلاور بود. پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، تهرانپارس، خیابان رشید، روبه‌روی کلانتری ۱۲۶. سیامک در جریان اعتراضات مشغول قطع کردن کابل دوربین‌ها و برق کلانتری بود تا مانع شناسایی معترضان شود. لحظاتی بعد، نیروهای امنیتی به سوی او شلیک کردند. چهار گلوله به بدنش اصابت کرد؛ دو گلوله به پاها، یکی به شکم و دیگری به سمت راست سینه‌اش. سیامک همان شب جان باخت. پیکرش را در بیمارستان الغدیر پیدا کردند و سپس به شهسوار منتقل کردند و در آرامستان روستای کبوترکلایه به خاک‌سپردند. چهار ماه بعد، حقیقت به مادر رسید. در وصف آن روز نوشته‌اند: «مامان، بالاخره پیراهن خونین یوسفت را آوردند… چهار ماه بود که اسمت را در گلو حبس کرده بودیم. چهار ماه بود که وقتی مامان سراغت را می‌گرفت، چشم‌هایمان را م…

سیامک‌ هنرکار · جوشکار · تهرانپارس

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.