جاویدنام ابوالفضل آزاد؛ قرارِ پنجشنبه شب‌ها

死亡 ابوالفضل آزاد 36 岁 在 ایران 德黑兰 اسلامشهر شهرک واوان

作者: نورا

پنجشنبه‌شب‌ها در خانواده‌ی ابوالفضل آزاد یک قرار قدیمی بود؛ شب‌هایی که دور هم جمع می‌شدند و خانه‌ی پدرِ همسرش شلوغ می‌شد. ۱۸ دی ۱۴۰۴ هم منتظر رسیدن او بودند. انتظاری معمولی برای یک دورهمی  معمولی؛ بی‌خبر از اینکه تا چند ساعت دیگر، همان انتظار به جست‌وجویی سه‌روزه تبدیل خواهد شد. ابوالفضل ۳۶ سال داشت؛ متولد ۱ شهریور ۱۳۶۸ در تهران، برق‌کار ساختمان، اهل شهرک واوانِ اسلامشهر و پدر دختری سیزده‌ساله به نام گندم بود. نزدیکانش او را مردی شوخ‌طبع، مهربان و دوست‌داشتنی به یاد می‌آورند؛ کسی که فقط تکیه‌گاه خانه‌ی خودش نبود و خیلی از اطرافیانش هم در روزهای سخت به او پناه می‌بردند. حضورش به جمع گرما می‌داد و بودنش برای آدم‌های دوروبرش معنای امنیت و پشت‌گرمی داشت. آن روز هم سر کار بود. غروب ۱۸ دی‌ماه، در شهرک واوان اسلامشهر، از ساختمانی که در آن کار می‌کرد بیرون آمد و به سمت ماشینش رفت. همان دقایق خیابان شلوغ شد. ابوالفضل در اعتراضات حضور نداشت و تنها در مسیر بازگشت از محل کار بود. چند موتورسوار مسلح وارد خیابان شدند و تیراندازی آغاز شد. حوالی ساعت ده شب، دو گلوله به ابوالفضل اصابت کرد؛ یکی به ناحیه‌ی ران و دیگری به شکمش. زمان گذشت و خبری از ابوالفضل نشد. تماس‌ها یکی پس از دیگری بی‌پاسخ ماند تا سرانجام مردی غریبه تلفنش را جواب داد. گوشی را روی زمین پیدا کرده بود و گفت افراد زیادی در آن اطرا…

ابوالفضل آزاد · اسلامشهر · شهرک واوان · تهران

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.