جاویدنام پریسا لشکری؛ «بیایید مرا ببرید»، آخرین تماس مادری که چند روز خانواده‌اش از او بی‌خبر ماندند

死亡 پریسا لشکری 30 岁 在 ایران 努拉巴德·马马萨尼 مرکز شهر

作者: سام

«بیایید مرا ببرید». این جمله از آخرین نشانه‌هایی است که از پریسا لشکری در روایت خانواده‌اش باقی مانده است؛ زنی ۳۰ ساله از نورآباد ممسنی و مادر دختری خردسال به نام آیسان زارعی. روز شنبه ۲۰ دی‌ ۱۴۰۴، نورآباد هنوز در سوگ جان‌باختگان روزهای پیش بود. پس از پایان مراسم‌ها، جمعی از مردم برای دادخواهی به سوی مرکز شهر حرکت کردند. پریسا نیز در میان آنان بود. به روایت یکی از بستگانش، با گسترده‌شدن تجمع، نیروهای بسیج و سپاه وارد خیابان‌ها شدند و تیراندازی آغاز شد. پریسا گلوله خورد، اما هنوز زنده و هوشیار بود. شاهدان به خانواده گفته‌اند مردم او را به پارکی در همان نزدیکی رساندند. او توانست با همسر و برادرش تماس بگیرد و از آن‌ها بخواهد برای بردنش بیایند. خانواده راه افتادند، اما منطقه بسته شده بود و کسی اجازه نزدیک‌شدن نداشت. همان تماس کوتاه، به‌جای آن‌که راه بازگشت پریسا به خانه باشد، آغاز چند روز جست‌وجوی بی‌نتیجه شد. همسر، برادران و نزدیکانش درمانگاه‌ها، بیمارستان‌ها، کوچه‌ها، خیابان‌ها و پارک‌های نورآباد را گشتند. کسی نمی‌گفت پریسا کجاست. چند روز بعد، از طرف سپاه با خانواده تماس گرفتند و گفتند پیکر او نزد آن‌هاست. به گفته خانواده، پیش از تحویل پیکر از نزدیکان پریسا خواسته شد بپذیرند که او به دست «اغتشاشگران» کشته شده است؛ خواسته‌ای که خانواده نپذیرفت. پیکر با شرط خاک‌سپاری در ساعت شش صبح، مح…

پریسا لشکری · نورآباد ممسنی · آیسان زارعی · دی ۱۴۰۴

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.