جاویدنام اشکان علیپور؛ تاریخ را کسانی مینویسند که نترسیدند و هرگز تسلیم نشدند
死亡 اشکان علیپور 19 岁 在 ایران 卡拉季 فردیس
作者: جاوید
دستهای اشکان علیپور به کار عادت داشت؛ به آمادهکردن قهوه، خلق نقشهایی روی فنجان و آموختن مهارتی که برایش وقت و تلاش گذاشته بود. او فقط ۱۹ سال داشت، اما کار را از همان سالهای جوانی جدی گرفته بود؛ باریستا و بارتندری جوان که میخواست با تلاش خودش مسیر زندگیاش را بسازد. نام اشکان در فهرست هنرجویان مدرسهی قهوهی ایران، در دورههای باریستا و لاتهآرت ثبت شده است. او برای یادگیری و پیشرفت در حرفهاش تلاش میکرد؛ اما دنیای او به پشت پیشخوان و فنجانهای قهوه محدود نبود. آنچه در جامعه میگذشت، برایش اهمیت داشت و در روزهایی که اعتراضات مردمی جریان داشت، تصمیم گرفت در کنار مردم بایستد. در یکی از پستهای اینستاگرامیاش نوشته بود: «خداییش به ما میرسه، من اون موقع که هیچکس کار نمیکرد، کار میکردم.» همین جملهی کوتاه، تصویری روشن از اوست؛ فرزندی زحمتکش، متعهد و آگاه، که مسئولیت را نه فقط در قبال زندگی خودش، بلکه در قبال مردمش احساس میکرد. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، خواستههایشان را اعلام کنند؛ چه با حضور در خیابانها، چه از خانهها و پشتبامهایشان و چه از هر جایی که حضور دارند. این اعتراضات که بعدها به انقلاب شیرو خورشید معروف شد با سرکوب خونین رژیم جمهوری اسلامی مواجه شد. اشکان در روز ۱۸ دیماه، در جریان همین اعتراضات در فردیس کرج، هدف گلولهی جن…
اشکان علیپور · کرج · شاهزاد رضا پهلوی · انقلاب شیر و خورشید