جاویدنام بهنام افشاری؛ ۷۲ روز تلاش برای ماندن

死亡 بهنام افشاری 40 岁 在 ایران 卡拉季 فردیس

作者: جاوید

بهنام افشاری، مردی ۴۰ ساله، پدر دو فرزند، یکی از همان نام‌هایی‌ست که در میان هیاهوی روزگار، با درد و خون نوشته شد. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴، در فردیس کرج، تنها با دستانی خالی به خیابان رفت؛ نه برای جنگ، که برای رساندن صدایی که سال‌ها در سینه‌اش مانده بود. اما پاسخ این صدا، گلوله بود. اصابت گلوله جنگی، سرنوشتش را در مسیری دردناک انداخت. همان شب به بیمارستان سلیمانیۀ ملارد منتقل شد. شدت جراحات به حدی بود که پزشکان، به دلیل نبود امکان پیوند، ناچار شدند برای جلوگیری از خون‌ریزی، شریان اصلی پایش را قطع کنند. خانواده‌اش تقاضای انتقال به تهران را داشتند، اما این اجازه داده نشد؛ تا زمانی که حالش وخیم‌تر شد و سرانجام او را به بیمارستان امید تهران منتقل کردند. در آن‌جا مشخص شد که بافت پایش دچار نکروز شده است. به همین دلیل، به بیمارستان طالقانی انتقال یافت و پس از ۲۴ ساعت، پای راستش از بالای ران قطع شد. با این حال، رنج به همین‌جا ختم نشد. گلوله‌ای که ۳۶ ساعت در لگن او باقی مانده بود، دیرتر خارج شد؛ زخمی عمیق که نه فقط جسم، که جانش را نیز تحلیل می‌برد. بهنام ۷۲ روز در بیمارستان طالقانی، با درد، با امید، و با سایه‌ی مرگ دست‌وپنجه نرم کرد. روزهایی که برای خانواده‌اش به اندازه یک عمر گذشت. سرانجام در ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، با وجود مخالفت همسرش و به اصرار پزشکان، از بیمارستان مرخص شد؛ شاید به این امید که در خانه،…

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.