جاویدنام مجتبی کری؛ جانِ خانه

死亡 مجتبی کری 39 岁 在 ایران 格尔冈 گلستان

作者: نورا

«آبجی غصه نخور، تو فقط به من امر کن.» این یکی از جمله‌هایی است که از مجتبی برای خواهرش مانده؛ چند کلمه ساده که شاید بیشتر از هر توصیفی نشان بدهد در خانواده چه جایگاهی داشت. مجتبی چهار سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد. کوچک‌ترین فرزند خانواده بود، اما سال‌ها بعد، خواهرها و برادرهایش از او به‌عنوان تکیه‌گاهی یاد می‌کنند که برایشان جای خالی پدر را پر کرده بود. کسی که هوای همه را داشت و بیش از همه مراقب مادرش بود. مجتبی کری، متولد ۱۵ بهمن ۱۳۶۵ و اهل گرگان بود. مهندسی کامپیوتر خوانده بود و در آزمایشگاه تشخیص طبی «لاندا»، در بخش پذیرش و نمونه‌گیری خون کار می‌کرد. پینگ‌پنگ بازی می‌کرد، بوکس تمرین می‌کرد و اهل کوه و کوه‌نوردی بود؛ از آن آدم‌هایی که می‌شد یک روز در لباس کار آزمایشگاه دیدشان و روزی دیگر، بالای یک قله. بخش دیگری از مجتبی را می‌شود در فیلم‌هایی دید که از او به جا مانده؛ در سفرها، میان دوستانش و در لحظه‌های ساده‌ای که از زندگی ثبت شده‌اند. زیاد می‌رقصد؛ نه برای دوربین و نه با جدیت، وسط رقص خودش هم از ته دل قهقهه می‌زند، با رفقایش شوخی می‌کند و گاهی هم برای دوربین ادا درمی‌آورد. انگار بلد بود از همان لحظه‌های معمولی، خوشی بسازد و خودش هم با تمام وجود در آن شریک باشد. یکی از آن فیلم‌ها روز ۲۷ مهر ۱۴۰۴ در باشگاه ثبت شده است. مجتبی مشغول ورزش است و روی زمین، درست کنار پاهایش،…

مجتبی کری · گرگان · مهندس · ورزشکار

在此阅读全文

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.